محمدفرزاممحمدفرزام، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره

پسرم هدیه خدا

وبلاگمون یک ساله شد.....

سلام دوستای گلم بالاخره بعد از 2 ماه و کلی تاخیر دوباره اومدم تو وبلاگ گل پسر. راستی یه خبر: در تاریخ 1391/09/11 وبلاگمون یه ساله شد.(البته با تاخیر این پست رو گذاشتم )   خیلی وقته از پسر گلم که حالا هم شیطنتاش زیاد شده،هم خیلی چیزا یاد گرفته نه مطلب گذاشتم و نه عکس.ولی قول میدم این دفتر خاطرات مجازی رو زود زود به روز کنم یا به قول نتیا " آپ " کنم.انشاالله.   خیلی چیزا واسه گفتن دارم،اینکه بالاخره گل پسری بعد از اینکه تونست به ترسش غلبه کنه تو 14 ماهگی راه افتاد و اینکه میتونه اسم مامانی و بابایی رو صدا بزنه از کی و چه طوری رو بعدا میگم.و خیلی چیزای دیگه... الان اینجا از گل پسری عکس ندارم ولی حتما عکسه...
29 آذر 1391

تولد یک سالگی

کمتر از یک هفته تا تولد یک سالگی یکی یدونه ما مونده. چون تولد جیگرم توی ماه مبارک رمضان است،تصمیم بر آن شد که به جای تولد شلوغ یه مهمانی ساده برگزار کنیم. الهی مامان قربونت بره،روز اول ماه رمضان که شد یاد روز تولدت افتادم، آخه تو پارسال  روز اول ماه رمضان به دنیا اومدی. دورت بگردم که دارم برای یک ساله شدنت لحظه شماری می کنم. قربونت برم ،دورت بگردم،دوستت دارم هوووووووووووووواااااااااارررررررررررتا. بوس بوس هزارتا ...
7 مرداد 1391

به به! عیدی

تو این پست همونطور که گفتم فقط قراره عیدی هایی که به گل پسری دادن بذارم. تمام عیدی هایی که گلم به صورت نقدی گرفته به حساب خودش واریز شده. مامان جون 50،000/مادرجون و آقاجون50،000/عمورضا و زن عمو 15،000 و اما بقیه هدیه ها: خاله معصوم: عمو حسین: عمو عبدالله و زن عمو: دایی سعید و زن دایی: خاله مریم: عمو اصغر: بابایی: و اما مامانی: گل پسرم عکسی از هدیه ام نذاشتم چون نمیشد ازش عکس بگیرم. یه استخر توپ که بابایی هنوز اونو باد نکرده. دوستت دارم گلم. ...
30 ارديبهشت 1391

نوروز 91

امسال اولین سالیه که گل پسرم در هنگام لحظه سال تحویل در کنار ماست. روز اول سال نو ساعت 8 صبح از خواب بیدار شدیم. پسر گلم هم بیدار شد و بعد از خوردن صبحانه و پوشیدن لباس عید به همراه من و بابایی کنار سفره 7 سین نشست. بعد از لحظه سال تحویل که ساعت 8:44:27 بود و تبریک سال جدید بهم و آروزی سال خوش برای یکدیگر و همچنین شکر خدای بزرگ ، از پسر گلم عکس گرفتم.البته اینقدر تکون خورد که میشه گفت فقط یکی از عکسها خوب شد. اینم عکس سفره 7 سین: بعد از اینکه چند تا عکس گرفتیم،آماده رفتن به عید دیدنی به خونه بزرگترها شدیم. اول به خونه مامان جون رفتیم.بعد از عید مبارکی و خوردن آجیل و میوه و گرفتن عیدی به خونه آقا...
1 ارديبهشت 1391

سال نو مبارک

سال نو رو به همه شادباش میگم.از صمیم دل براتون  آرزو میکنم   نوروزی که پیش رو دارید  آغاز روزهایی باشد که آرزو دارید. یه سال سرشار از شادی،خنده،دوستی،همدلی، محبت و.... ودر نهایت برآورده شدن حاجات و خواسته های قلبی و  هر آنچه در ذهن دارید. الهی آمین                              سال نو مبارک        ...
31 فروردين 1391

سال 90 در یک نگاه

  سال 90 هم تمام شد.خدا رو شکر سال خوبی بود،ان شاالله سال جدید بهتر باشه. تو سال 90 اتفاقات خوبی رخ داد و یکی از بهترین اون اتفاقات به دنیا اومدن گل پسرم بود. یه سری عکس از سال 90 انتخاب کردم.میشه گفت مرور خاطرات 7 سین 90:   پسرم بهترین هدیه خدا: چند تا عکس از گل پسرم: ...
31 فروردين 1391

اولین مروارید پسرم

سلام سلام صد تا سلام          من اومدم با دندونام می خوام نشونتون بدم             صاحب مروارید شدم یواش یواش و بی صدا              شدم جزء کباب خورا  روز شنبه ٨/١١/١٣٩٠ وقتی که ٢ روز مونده بود که ٦ ماهگیش تمام بشه اولین مروارید توی دهنش پیدا شد و ما نصمیم گرفتیم یه جشن دندونی کوچولو برای گل پسر بگیریم.روز ١٢/١١/١٣٩٠ دومین مروارید خودشو نشون داد و فردای اون روز جشن دندونی ساده ای با حضور اعضای  درجه یک خانواده برگزار شد. اولین مرواریدت مبارک عشق ما...
16 اسفند 1390